سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

305

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

و نتايج نهايى آنها غير ممكن است . نتايجى كه سرانجام به موفقيت خاندان عباسى و انكار و رد حقوق و در نتيجه محروميّت شيعيان انجاميد . آنچنان كه مسكتى Moscati بررسى كرده است ، عباسيان پس از كسب موفقيّت دست‌هاى خود را به سوى ديگر مسلمانان دراز كردند و شيعيان را ، كه بخاطر نيروى آنان به قدرت رسيده بودند ، كنار زدند و نقش مخالفت را با آنها بازى كردند . ( 12 ) امكان بررسى همهء وقايع و نتايج دوردستى كه قبل و در اثناى امامت امام صادق ( ع ) صورت گرفت ، به تفصيل در اينجا وجود ندارد و مورد نظر هم نيست . با وجود اين ، نشان دادن خطمشى كلى و بررسى مختصر اين وقايع ضرورى است . وقتى كه حكومت خودكامهء اموى و روش بىبندوبار زندگى آنها انتظارات مسلمين را ، بخصوص پس از قتل عام كربلا ، ناكام كرد ، مسلمين به تصوّر و انديشه در عقيده مهدويّت پرداختند . مهدى را رهبرى مىدانستند كه مستقيما بوسيله خدا هدايت مىشد . گرچه اين اصطلاح تازه در ميان شيعيان رواج داشت اما غير شيعيان هم بدان توجّه داشتند . نخستين كسى كه در اسلام به عنوان مهدى اعلام شد محمد بن حنفيه ، ( 13 ) سومين پسر على ( ع ) بود كه مادرش حنفيه نام داشت . قتل عام كربلا ( 14 ) و حسين تنها نواده باقيمانده پيامبر خراب كردن خانه كعبه ، محاصره مدينه و اعمال و تحميل مصائب و رنج‌ها نسبت به كوفيان هوادار على ( ع ) ، زمينه‌هاى كافى را براى قيام مهدى ( ع ) فراهم مىساخت ، گرچه « خونخواهى فرزند پيامبر » فرياد اصلى و محور همه اين جريانات بود . ( 15 ) اتخاذ سياست تقيه و عدم درگيرى در ماجراهاى سياسى كه امام زين العابدين داشت موجب شد تا كوفيان ناآرام هوادار خاندان پيامبر به كسب حمايت اخلاقى از يكى ديگر از اعقاب على ( ع ) بپردازند . از اينرو ، شايد در بادى امر ، شخصيت محمد بن الحنفيه ، كوفيان را تحت تأثير قرار نداده باشد ، بلكه نياز عمده مردم بوجود رئيس دست نشانده‌اى كه بتوان بنام او نهضت را شروع كرد دليل اصلى اين ماجرا بوده است . در واقع ، حتّى محمد بن الحنفيه هميشه نسبت به دعوى مهدويّت براى خود سست بود . ( 16 )